علی سعادتی
Contact me
My Profile
Blog Author(s) علی سعادتی
Previous Months Home Archive آذر ۸٧ More ...
      بزرگترین و جامع ترین بانک مقالات و تحقیق و پایان نامه (وبلاگ تقدیمی به دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد واحد ورامین - پیشوا)
دستگاه عصبی by: علی سعادتی

 دستگاه عصبی بدن انسان

دستگاه عصبی مرکزی قسمتی از دستگاه عصبی است که در درون محفظه‌ای استخوانی به نام استخوان جمجمه و ستون فقرات قرار گرفته است و شامل مغز و نخاع می‌باشد. از نظر ساختمانی در سیستم اعصاب مرکزی دو قسمت به نامهای ماده سفید و ماده خاکستری قابل تشخیص می‌باشد. مغز شامل قسمتهای متنوعی است که هر کدام از آنها در عین حال که با یکدیگر در ارتباط هستند کارهای متفاوتی را انجام می‌دهند.

تکامل مغز در مهره داران

در ماهیهای اولیه و دوزیستان ، نخاع و مغز در یک راستا قرار دارند. ولی در سایر مهره داران بویژه در پستانداران بین مغز و نخاع یک خمیدگی پدید آمده است که در پستانداران عالی به 90 درجه می‌رسد. این خمیدگی ناشی از حجم زیاد نیمکره‌های مخ است. حجم مغز بویژه نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه رشد اندکی دارد. ولی در مهره داران عالی وسعت زیادی دارد.


سطح نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه تا پستانداران اولیه صاف ، ولی در پستانداران عالی بویژه انسان چین خوردگی فراوان دارد. مغز آدمی بزرگترین مغزها نیست اما وزن آن نسبت به جثه آدمی بیشترین است و با در نظر گرفتن سایر شرایط بهترین مغز است. مغز مهره داران در دوران جنینی دارای سه قسمت اولیه به نامهای مغز پیشین ، مغز میانی و مغز تحتانی است. از این قسمتها بتدریج بخشهای مختلف مغز پدید می‌آیند  ... 

نظر یادت نره ؟

as951951@ymail.com


شما در صورت تمایل می توانید با مراجعه به صفحه نخست و آرشیو مطالب وبلاگ از دیگر تحقیق ها و پایان نامه های موجود در سایت استفاده کنید.

شما می توانید با نظرات و پیشنهادات خود  در جهت بهبود کیفیت مطالب سایت ، ما را یاری کنید : 

نظر یادت نره ؟

asaadati72@yahoo.com

      دستگاه عصبی بدن انسان

 

دستگاه عصبی مرکزی قسمتی از دستگاه عصبی است که در درون محفظه‌ای استخوانی به نام استخوان جمجمه و ستون فقرات قرار گرفته است و شامل مغز و نخاع می‌باشد. از نظر ساختمانی در سیستم اعصاب مرکزی دو قسمت به نامهای ماده سفید و ماده خاکستری قابل تشخیص می‌باشد. مغز شامل قسمتهای متنوعی است که هر کدام از آنها در عین حال که با یکدیگر در ارتباط هستند کارهای متفاوتی را انجام می‌دهند.

تکامل مغز در مهره داران

در ماهیهای اولیه و دوزیستان ، نخاع و مغز در یک راستا قرار دارند. ولی در سایر مهره داران بویژه در پستانداران بین مغز و نخاع یک خمیدگی پدید آمده است که در پستانداران عالی به 90 درجه می‌رسد. این خمیدگی ناشی از حجم زیاد نیمکره‌های مخ است. حجم مغز بویژه نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه رشد اندکی دارد. ولی در مهره داران عالی وسعت زیادی دارد.


سطح نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه تا پستانداران اولیه صاف ، ولی در پستانداران عالی بویژه انسان چین خوردگی فراوان دارد. مغز آدمی بزرگترین مغزها نیست اما وزن آن نسبت به جثه آدمی بیشترین است و با در نظر گرفتن سایر شرایط بهترین مغز است. مغز مهره داران در دوران جنینی دارای سه قسمت اولیه به نامهای مغز پیشین ، مغز میانی و مغز تحتانی است. از این قسمتها بتدریج بخشهای مختلف مغز پدید می‌آیند .
ساختار مغز

مغز در داخل استخوان جمجمه و نخاع در داخل ستون فقرات جای گرفته‌ است. سه پرده که در مجموع مننژ نامیده می‌شوند، مغز و نخاع را از اطراف محافظت می‌کنند.

پرده داخلی : پرده داخلی چسبیده به مغز و نخاع بوده و کار تغذیه بافت عصبی را انجام می‌دهد.

پرده میانی : پرده میانی عنکبوتیه نام دارد که به پرده خارجی چسبیده و از پرده داخلی کم و بیش فاصله دارد.

پرده خارجی : از بافت پیوندی محکم تشکیل شده و به استخوانهای محافظ چسبیده است.

در فاصله بین عنکبوتیه و پرده داخلی مایع شفافی قرار گرفته است که از ترشحات رگهای خونی است. این مایع را مایع مغزی-نخاعی می‌گویند و کار آن محافظت از بافت عصبی است.

مخ

مخ بزرگترین قسمت مغز است و دارای دو نیمکره است که توسط رشته‌های عصبی محکم و سفید رنگی بهم متصلند و ارتباط دو نیمکره نیز از طریق همین رشته‌های عصبی صورت می‌گیرد. قسمت سطحی مخ ، خاکستری رنگ است و قشر مخ نامیده می‌شود. قشر مخ در انسان به علت وسعت زیاد خود و جای گرفتن در فضای محدود حالت چین خورده دارد. در زیر قشر مخ ماده سفید رنگی وجو دارد که از اجتماع رشته‌های عصبی میلین دار تشکیل شده است و این رشته همان دنباله‌های نورونهایی هستند که در قشر خاکستری با سایر قسمتهای دستگاه عصبی قرار دارند.علاوه بر قشر مخ چند هسته خاکستری در بخش سفید آن وجود دارد که مهمترین آنها غده تالاموس و غده هیپوتالاموس است. هر قسمت از قشر خاکستری کار ویژه‌ای انجام می‌دهد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت است. قسمتی از قشر خاکستری مرکز حرکات ارادی است. مخ مرکز احساسات ، فکر کردن و حافظه است. نیمکره چپ مخ حرکات طرف راست و نیمکره چپ بدن حرکات طرف راست بدن را کنترل می‌کنند. هر نیمکره کارهای ویژه‌ای رانیز انجام می‌دهد.
نیمکره چپ در زبان آموزی ، یادگیری ، تفکر ریاضی و منطق ، تخصص دارد. نیمکره راست انجام دادن کارهای ظریف هنری ، موسیقی را کنترل می‌کند. تالاموسها مرکز تقویت پیامهای حسی مانند چشم ، درد و ترس هستند و پیامهای حسی را قبل از اینکه به قشر مخ برسند تقویت می‌کنند. هیپوتالاموس مرکز تنظیم اعمال مختلفی از جمله گرسنگی ، تشنگی ، خواب و بیداری و دمای بدن است.

 مخچه

مخچه قسمتی از مغز است که در پشت و زیر مخ قرار دارد. مخچه دارای دو نیمکره است، اما چین خوردگیهای سطحی آن کم عمق تر و منظم تر است.

 قسمت سطحی مخچه را ماده خاکستری پوشانده است. مخچه بوسیله دسته تارهای عصبی به بقیه قسمتهای دستگاه عصبی مربوط است. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کند.مخچه پیامهای حرکتی را قبل از اینکه به اندامها بروند تقویت می‌کند. در نتیجه حرکات نرمتری از بدن سر می‌زند. حفظ تعادل بدن نیز به عهده مخچه است. برای اینکار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند و مخچه ، ماهیچه‌ها را طوری کنترل می‌کند، که تعادل برقرار بماند. در مجموع کارهایی که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.

بصل النخاع

بصل‌النخاع پایین ترین مرکز عصبی واقع در استخوان جمجمه است. انتهای بصل‌النخاع به نخاع مربوط است. بیشتر بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است که میان نخاع و مغز قرار دارد. بصل‌النخاع فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند. به همین دلیل یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد. مغز 12 جفت عصب دارد. این اعصاب با اندامهای مهمی ارتباط دارند.

بطنهای مغزی

در جریان تکامل مغز از لوله عصبی جنینی ، حفره مرکزی لوله عصبی در 4 ناحیه متسع شده و بطنهای مغزی را بوجود می‌آورد. بطنهای مغزی عبارتند از: بطنهای جانبی شامل دو بطن و هر کدام در یکی از نیمکره‌های مغزی ، بطن سوم در ناحیه تالاموس و بطن چهارم در محل بصل‌النخاع و پل مغزی.

مایع مغزی-نخاعی

سیستم عصبی مرکزی در درون مایعی به نام مایع مغزی-نخاعی قرار گرفته که این مایع هم به عنوان ضربه‌گیر سیستم عصبی مرکزی را در مقابل ضربات مکانیکی حفظ می‌کند و هم برای فعالیتهای متابولیکی آن ضروری است. حجم این مایع که از رگهای خونی بافت مغز منشا می‌گیرد بین 150 - 80 میلی‌لیتر متغیر است.عدم باز جذب این مایع و تجمع آن در بطنهای مغزی منجر به شرایطی به نام هیدروسفالی می‌گردد که می‌تواند باعث آسیب پارانشیم مغز گردد.

بیماریهای مغزی

عامل بیماریهای عفونی مراکز عصبی ، باکتریها ، ویروسها و یا موجودات زنده میکروسکوپی دیگرند.

در بعضی از این بیماریها مراکز عصبی خونی می‌شوند و در برخی دیگر سموم میکروبها که در جای دیگر بدن مستقر می‌شوند، به مراکز عصبی می‌رسند و آنها را دچار مشکل می‌کنند.

فلج اطفال یا پلیومیلیت

عامل این بیماری نوعی ویروس است که از طریق غذا و آبی که به مدفوع شخص بیمار آلوده باشند، به شخص سالم سرایت می‌کند. ویروس به نخاع می‌رسد و در آنجا به جسم سلولی نورونهای حرکتی آسیب کلی می‌رساند، و ماهیچه‌های تحت کنترل آنها فلج می‌شوند. با استفاده از واکسن می‌توان به راحتی از ابتلا به این بیماری جلوگیری کرد.

مننژیت مغزی

در اثر عفونت پرده‌های مننژ مغز یا نخاع حاصل می‌شود. انواعی از باکتریها باعث این بیماری می‌شوند. یک نوع از این باکتریها به نام مننگوکوک است. علایم بیماری مننژیت به طور ناگهانی بروز می‌کند. حرارت بدن دردناک می‌شود. مننژیت بیماری خطرناکی است و در صورت تاخیر در معالجه باعث مرگ می‌شود.

 آنسفالیت

آنسفالیت یک بیماری ویروسی است. ویروس در بخشهای خاکستری مغز مانند بصل‌النخاع و مغز میانی جایگزین می‌شود. ویروسهای سرخک و اوریون نیز ممکن است به مغز برسند و آنسفالیت ایجاد کنند. آنسفالیت ممکن است حاد یا مزمن باشد. در حالت حاد سردرد ، حالت خواب آلودگی در روز و دوبینی عارض می‌شود.

درباره مغز انسان

مغز انسان مغر انسان در تمامی فعالیت های ارادی و غیر ارادی در گیر میباشد. احساسی که الان دارید، کاری که الان در حال انجام آن هستید و ... شاید باور نکنید اما مغز انسان حتی در شکل گیری شخصیت شما نیز موثر می باشد. بنابراین اگر مغز درست کار کند شما می توانید زندگی خوب و متعادلی داشته باشد و اگر مشکلی در عملکرد آن باشد طبیعتا" نخواهید توانست زندگی خوبی داشته باشید.

پیچیده ترین عضو بدن انسان

این عضو بسیار پیچیده حدود 2 درصد وزن بدن شما را دارا می باشد، بنابراین یک انسان 75 کیلوگرمی مغزی در حدود 1.5 کیلوگرم دارد. با وجود آنکه تنها 2 درصد از وزن بدن شما را شامل می شود بین 20 تا 30 درصد از انرژی شما را مصرف می کند. به بیان دیگر 20 تا 30 درصد کالری که از مصرف غذا به بدن شما می رسد توسط مغز مصرف می شود. دقت کنید که نسبت وزن مغز به وزن کل بدن در انسان از همه موجودات زنده بیشتر می باشد.

در مغز شما حدود 100 بیلیون سلول مغزی وجود دارد که بصورت یک شبکه بسیار پیپچیده با یکدیگر در ارتباط هستند. محاسبات نشان می دهد که در حدود 1,000,000 بیلیون ارتباط نقطه به نقطه میان سلولهای مغزی در مغز انسان وجود دارد. برای بدست آورده ایده از بزرگی این عدد، همین قدر بدانید که از تعداد ستاره کائنات بیشتر می باشد. بنابراین جای تعجب نیست اگر مغز را پیچیده تر از بزرگترین کامپیوتر های جهان فرض کنیم. دانشمندان نسبت توانایی قویترین کامپیوتر های جهان را به مغز انسان، در حد مغز یک موش می دانند.

مراقب مغز خود باشید

مغز انسان بسیار نرم می باشد و ماهیت فیزیکی آن چیزی شبیه به کره نرم یا تخم مرغ خام می باشد. خلقت انسان بگونه ای است که جمجمه از این ماده نرم محافظت می کند. اما کوچکترین ضربه ای که به جمجمه وارد شود و آنرا خدشه دار کند ممکن است صدمات جبران ناپذیری به مغز وارد کند. پس مواطب جمجمه خود باشید.

 رابطه میزان دانش انسان به حجم مغز

مشاهدات دانشمندان نشان می دهد که ارتباط خاصی میان میزان توانایی مغزی انسان با حجم یا وزن آن ندارد. یک مغز بزرگ بالقوه توانایی آنرا دارد که سلولهای بیشتر و ارتباطات بین سلولی بیشتری را پذیرا باشد اما هیچ دلیلی ندارد که یک دانشمند، مغز بزرگتری از یک فرد عادی داشته باشد. همانگونه که مطالعه انجام شده روی مغز آلبرت اینشتین نشان می دهد ابعاد و وزن مغز او کمتر از حد متوسط بوده است.

مغز انسان حدود یکصد میلیارد سلول عصبی دارد که وظیفه پردازش و ذخیره کردن اطلاعات را بعهده دارند (نام این سلولها نورون-Neuron است و فقط 10 درصد حجم مغز را تشکیل می دهند). این 100 میلیارد سلول مثل 100 میلیارد CPU هستند که هر کدامشان به چندهزار CPU مجاور مثل شبکه متصل شده اند. این مجموعه را میشود با شبکه ای از کامپیوترهای متصل به اینترنت مقایسه کرد مننها تفاوت در اینست که کامپیوتری که ما با آن کار میکنیم هم خیلی سریعتراست و هم حجم حافظه بیشتری دارد (مقایسه هر سلول با مثلاً یک CPU پنتیوم). علاوه بر این، سلولهای مغز ما در انجام کارهای مختلف هماهنگ با هم و در جهت یک هدف مشخص فعالیت میکنند ولی کامپیوترهایی که من و شما و دیگران به اینترنت وصل کرده ایم هر کدام برای خودشان بصورت مستقل کار میکنند و نه در جهت هدف مشترکی. در نتیجه با اینکه تک تک سلولهای مغز ما از هر کدام از این کامپیوترها ضعیفتر هستند ولی در مجموع پردازش موازی اطلاعات را به نحو بسیار قویتری انجام میدهند. خیلیها معتقند که تنها یک شبکه موازی از کامپیوترها قابلیت اینرا خواهد داشت که عملکرد مغز انسان را شبیه سازی کند ولی این امکان نیز وجود دارد که سرعت پردازش اطلاعات در کامپیوترها روزی آنقدر زیاد شود که در عمل بتواند همه کارهایی که مغز انسان بصورت موازی انجام میدهد را بصورت سریال انجام دهد و از نظر سرعت هم کم نیاورد. بعنوان مثال، برنامه شطرنج بازی که کاسپاروف قهرمان جهان را شکست داد تقریباً بیشتر حالات ممکن بازی را در هر مرحله بصورت فوق العاده سریع محاسبه میکرد در حالیکه مغز شطرنج باز از استراتژی استفاده میکند و دنبال تمام حالتها نمیرود چون خیلی از آنها اساساً بی ارزش هستند. استفاده از این استراتژی کمتر وقت شطرنج بازرا میگیرد ولی در مقابل، کامپیوتر چون سرعت پردازشش خیلی زیاد شده، میتواند این اضافه کاری انجام محاسبات بیشتر را براحتی جبران کند و در آخر شاید حتی وقت اضافه هم بیاورد.

اگر بخواهیم یک روبات درست کنیم که مغز آن مثل مغز آدم کار کند نمیتوانیم 100 میلیارد CPU در آن بگذاریم. ما کارهایی مثل دیدن، شنیدن، لمس کردن، فکر کردن و غیره را میتوانیم همزمان انجام دهیم چون سلولهای مغزمان بصورت موازی کار میکنند و هر کدام وظیفه خاصی دارند. ولی در انجام همین وظیفه ها نیز مغز ما سرعت نامحدود ندارد. همینجا است که یک پردازش گر خیلی سریع خواهد توانست این کارها را به نوبت انجام دهد و در مجموع سرعتی مانند انسان از خود نشان دهد. مثلاً اول ببیند بعد بشنود بعد بو کند و غیره و تمام اینکارها را در کسری از ثانیه تمام کند. نتیجه کاراز نظر زمانی درست مثل همان کارهایی خواهد بود که مغز انسان بصورت موازی انجام میدهد.

تحقیقات جدید در زمینه کارکرد مغز نشان می دهد بخشی از مغز انسان همچون حس ششم فعالیت می کند و قادر است به طور ناخودآگاه خطرات اطراف را تشخیص دهد.

محققان دریافتند ؛بخشی از قشر جلویی مغز موسوم به ACC قادر است ریزترین تغییرات در محیط اطراف انسان را تشخیص دهد و انسان را نسبت به خطری که وی را تهدید می کند، آگاه سازد.

بخش ACC بدون اینکه خود انسان آگاه باشد، اطلاعات و تغییرات محیط اطراف را به دقت در نظر دارد و کوچکترین تغییرات را تشخیص می دهد و به انسان خبر می دهد.

محققان با توجه به نحوه فعالیت این بخش، آن را نوعی حس ششم خوانده اند که در مغز قرار دارد.

مطالعات پیشین نشان می دادند که به هنگام تصمیم گیریهای دشوار و یا پس از اینکه انسان اشتباهی مرتکب می شود، فعالیت بخش ACC که در جلوی مغز قرار دارد، افزایش می یابد.

اما مطالعات جدید نشان می دهد ACC همانند یک سیستم هشدار دهنده اولیه فعالیت می کند و می تواند قبل از اینکه رفتار افراد به نتیجه منفی ای منجر شود، به آنان نسبت به اشتباهی که در راه است، هشدار دهد. در نتیجه افراد می توانند با هوشیاری بیشتر از بروز یک تصمیم یا فعالیت اشتباه جلوگیری کنند.

روند یادگیری و نحوه بایگانی اطلاعات در مغز انسان شباهت بسیاری به مغز موش دارد، با این تفاوت که آموخته‌های بایگانی شده در مغز انسان به راحتی پاک نمی‌شوند.

مغز هر موجود زنده دارای قدرت یادگیری است، و قرن‌هاست که دانشمندان می‌کوشند روند یادگیری و نحوه بایگانی اطلاعات در مغز را کشف کنند و در این راه موش‌های بسیاری قربانی شده‌اند. شباهت ژنتیکی موش‌ها با مجموعه ژنوم انسان باعث شده بسیاری از پژوهش‌ها و آزمایش‌های پزشکی زیست شناسی بر روی موش‌ها صورت بگیرد.

، “برت ساکمن” (‪ (Sakmann Bertزیست شناس معروف آلمانی از طرفدران موشهاست. او معتقد است روند یادگیری و نحوه بایگانی اطلاعات در مغز انسان شباهت بسیاری به مغز موش‌ها دارد، با این تفاوت که آموخته‌های بایگانی شده در مغز انسان به راحتی پاک نمی‌شوند و تعداد این سلول‌ها در مغز انسان بیش از ‪ ۱۰۰میلیارد تخمین زده می‌شود که با یکدیگر در ارتباط هستند. ارتباط میان سلول‌ها ارتباط “سیناپسی” نامیده می‌شود و گاه میان دو سلول ‪ ۱۰هزار ارتباط سیناپسی وجود دارد و با تکرار و تمرین در یادگیری ، این ارتباطات سیناپسی میان سلول‌ها بیشتر و قوی تر می‌شوند. سلول‌های مغزی به طور مداوم در حال تبادل اطلاعات هستند و مجموع ارتباطات مغزی، جریانی الکتریکی است که با دستگاه‌های مخصوص ثبت امواج مغزی قابل اندازه‌گیری است. در محوطه بیرونی یک سلول که غشای خارجی سلول نامیده می‌شود، ذرات یا عناصر بارداری قرار گرفته‌اند که حضورشان موجب برقراری و روان شدن این جریان الکتریکی می‌شود و این جریان با عبور از سوراخ‌های کوچکی که در غشای خارجی سلول موجودند، از یک سلول به سلول مجاور منتقل می‌شود.

“برت ساکمن” و “اروین نر” اولین کسانی بودند که توانستند ‪ ۳۰سال پیش، جریانی که از این کانال‌های کوچک عبور می‌کند را اندازه‌گیری کنند. از این کار ظریف و پرزحمت آنها بعدها با جایزه نوبل قدردانی شد. جایزه نوبل پزشکی سال ‪ ۱۹۹۱میلادی به طور مشترک به ساکمن و نر اهدا شد، اما سه سال قبل از اهدا جایزه نوبل، جایزه سه میلیون مارکی جامعه پژوهشگران و محققان آلمان به نام “مارکی لایبنیتس” ادامه و تکمیل تحقیق برای این دو دانشمند را مقدور کرد. آنچه که در این پروسه بسیار مهم است، تجربیات فردی، شرایط زندگی و محیط پیرامون ماست. استفاده از موش‌ها در این تحقیقات به علت آنکه نه تنها موش‌ها قدرت یادگیری بالایی دارند بلکه قابل دستکاری ژنتیکی هستند، کمک می‌کند تا با تغییرات مشخص ژنتیکی بر روی آنها نحوه عمل سلول‌های مغزی دستکاری شده را با سلول‌های سالم بهتر مقایسه و بررسی کرد.

اما آیا می‌توان با دستکاری ژنتیکی و تغییر ساختمانی سلول‌های عصبی، موش‌ها را باهوش تر کرد؟

ساکمن می‌گوید: “با این تغییرات از قدرت یادگیری و حافظه کاسته می‌شود. ، این واقعیتی است که سیستم یادگیری با گذشت میلیون‌ها سال رفته رفته بهسازی شده و نمی‌شود با چند تغییر ساده کیفیت یادگیری و نحوه عمل این سلول‌ها را بهتر کرد. راهی که تکامل مغز انسان طی قرن‌ها پیموده به این راحتی قابل دستکاری نیست.” اسکن‌های جدید مغزی با استفاده از روش کاربردی MRI به محققان کمک می‌کند دریابند که چطور مغز موضوعات را در فضایی که فردی صداهای مختلف را می‌شنود، از یکدیگر مجزا می‌کند بدون اینکه لزوما منابع چند گانه صداها را با چشم ببیند.

گاهی اوقات صداها از موقعیت‌های مختلف نزدیک فرد و گاهی نیز چندین صدا از یک موقعیت منفرد به گوش می‌رسد.

صابری و دستیارانش به دو نتیجه اصلی در این پژوهش رسیده‌اند؛ نخست اینکه یک ناحیه خاص در مغز به طور اختصاصی برای تشخیص حرکت صوتی به کار گرفته نمی‌شود در حالی که در عرض کورتکس بینایی مغز دارای مناطق خاص حسی - حرکتی است و دوم اینکه به نظر می‌رسد اطلاعات صوتی فضایی در یک منطقه عصبی موسوم به «گیجگاهی مسطح » (Planum Tempotal) پردازش می‌شوند به طوری که می‌تواند عمل مجزا کردن منابع صوتی چندگانه را تسهیل کند.

تحقیقات جدید نشان می‌دهد در لحظه بیداز شدن انسان از خواب، بخش موسوم به ساقه معز شروع به ارسال ماده‌ای موسوم به "اکسید نیتریک" به بخش دیگری از مغز موسوم به "تالاموس" کرده و "تلاموس" نیز این ماده را به سایر نقاط مغز می‌فرستد که محققان این فرایند را به اجرا شدن "سیستم‌عامل" یا "بوت شدن" در رایانه‌ها پیش از آغاز فعالیت آنها، تشبیه می‌کنند. ، رایانه پیش از اجرای برنامه‌های پیچیده، سیستم‌عامل خود را راه‌اندازی و به اصلاح "بوت" می‌شود و در مغز انسان نیز "اکسید نیتریک" سبب بروز وضعیتی شده که در پی آن مغز برای انجام محاسبات پیچیده‌تر آماده می‌شود.

در لحظه بیدار شدن انسان در صبحگاه، حواس مختلف انسان حجم زیادی از اطلاعات را در رابطه با نور خورشید، صدای زنگ ساعت و مواردی از این قبیل به مغز می‌فرستند که تمامی این اطلاعات باید در مغز پردازش و سازمان‌دهی شوند تا مغز بتواند محیط اطراف را درک کرده و برای انجام فعالیتهای روزانه پیچیده‌تر آماده شود. مطالعه جدیدی که توسط محققان دانشگاه "ویک فارست" در آمریکا و با هزینه موسسه ملی چشم این کشور صورت گرفته نشان می‌دهد تصورات قبلی از عملکرد مولکول کوچک و دو اتمی "اکسید نیتریک" و همچنین وظایف "تالاموس" در مغز چندان صحیح نیست. پیش از این تصور می‌شد "تالاموس" در مغز تنها همانند دریچه‌ای عمل می‌کند که اطلاعات جمع‌آوری شده توسط اعصاب بدن از آن به بخش "کورتکس" مغز هدایت می‌شوند و اما مطالعه جدید نشان می‌دهد که "تالاموس" نقش کنترلی نیز داشته و بر اطلاعات ورودی و خروجی مغز نظارت می‌کند. به گفته محققان، نتایج این مطالعه می‌تواند به درمان بیماری‌هایی مانند حواس پرتی و "شیزوفرنی" که با میزان هوشیاری بیمار ارتباط دارند، کمک کرده و همچنین به فهم این مطلب که انسان چگونه محیط اطراف خود را درک می‌کند، کمک کند.

سیگنال‌‏های خارج شده از گوشی‌‏های تلفن همراه مغز را تحریک می‌‏کنند. ، بنابر تحقیقات صورت گرفته از متخصصان ایتالیایی ، سیگنال‌‏های منتشر شده از گوشی‌‏های تلفن همراه بر روی کرتکس های مغز در نزدیکی محل استفاده از گوشی‌‏ها تحریک می شوند، اما هنوز نمی توان گفت که این تحریک شدن‌‏ها برای مغز مضر است یا خیر.

استفاده از تلفن همراه بر روی مغز و ارتباط آن با انواع سرطان‌‏ها تاکید می‌‏کند.

گفتنی است؛ در حال حاضر در حدود 2 میلیارد نفر در اقصی نقاط جهان از تلفن همراه استفاده می‌‏کنند و طبق پیش بینی‌‏ها طی سال جاری تعداد 730میلیون کاربر دیگر نیز به این خیل عظیم افزوده خواهد شد.

نیاز کودکان به مهر و محبت به اندازه کافی شناخته شده است، اما این شناخت که عشق و علاقه نه تنها در پختگی عاطفی نقش دارد بلکه ساختار مغز را نیز متاثر می‌کند، یافته جدیدی است.

 به هنگامیکه دانشمندان کودکان یتیم یک کشور اروپای شرقی را مورد مطالعه قرار دادند، در مغز آنها "حفره سیاهی" یافتند که طبیعتا باید"‪Kortex ‪ "orbitofrontale باشد. این همان بخش از مغز است که مسوولیت رشد و تحول در درک احساس و ساخت، عملکرد و هضم عواطف، تجربه زیبایی و لذت، لیاقت و هنر رفتار و برخورد عاقلانه با دیگران را برعهده دارد.پژوهش‌های علم اعصاب و تحقیقات بیوشیمی با کمک و کاربرد تکنیک پویشگری مغز و مطالعات برش‌های آن، ثابت کرده‌اند که سیستم اعصاب نه تنها به تحریکات عواطفی عکس‌العمل نشان می‌دهد، بلکه در اساس شکل می‌گیرد.

مغز یک نوزاد هنوز به خوبی شکل نگرفته و بدون ساختار است و برای رشد و تحول خود به تحریک نیاز دارد، نه تنها به تحریکات محسوس و شناختی در اشکال و انحاء گوناگون مثل بازیها، رنگها یا موزیک، بلکه به برخوردها و رفتارهای محبت آمیز نیز محتاج است.

همزمان نیز ترشح هورمونهایی در"‪ "frontale Kortexpr می‌گردد یعنی در آن بخشی از مغز که در همان سالهای نخستین شکل می‌گیرد و در پختگی رشد و تحول رفتار اجتماعی سرنوشت ساز است. هر چه روابط و تاثیرات متقابل مثبت بیشتری بوقوع بپیوندد، اتصالات و شبکه‌های بهتر و بیشتری در این بخش ایجاد می‌گردد.

بدین ترتیب، نظریه پیوند "جان بوولبی" که گهگاه مورد تردید قرار می‌گرفت بوسیله پژوهش‌های بیولوژیکی تایید شدنظریه بوولبی می‌گوید، رشد و تحول یک کودک از طریق تجربه پیوندها و دلبستگیهای دوران کودکی به نحو مثبت و یا به گونه‌ای منفی تحت تاثیر قرار می گیرد.

یکی از مطالعات انجام شده در دانشگاه "ویسکونسین" آمریکا نشان داد که نحوه و چگونگی عکس‌العمل یک فرد در مقابل فشارهای روحی در سنین کودکی تعیین می‌شود."نوزادانی که با مادران تحت فشار روحی یا افسردگی بزرگ می‌شدند، بعدها بیشتر از حد متوسط آسیب پذیر بودند. اینها در مواقع سخت و پیچیده با ترشح شدید هورمونهای فشار عکس العمل نشان می‌دهند"

جالب توجه اینجا است که کودکانی که در سنین بالاتر مادران خویش را افسرده تجربه می‌کردند، از عکس العمل شدید مشابهی برخوردار نبودند بنابراین خاطرات بد اولیه نه تنها رفتار را نقش می‌دهد بلکه بر طبق علوم و شناختهای جدید، عکس‌العملهای الگویی فیزیولوژیکی مغز را که تعیین‌کننده چگونگی برخورد و رفتار ما با احساسات و دیگر اشخاص هستند، نیز تحت تاثیر قرار می‌دهند

بر اساس اکتشافات جدید، این پرسش در ظاهر ساده که آیا باید نوزاد عاجز گریان را در بغل گرفت و آرام کرد، دیگر به استیل تربیتی مربوط نمی‌شود واقعیت غیر قابل بحث آن است که نوزادان خود قادر به از میان بردن فشارهای روحی و احساسی خویش نیستند، آنها به هنگام هیجان و برآشفتگی، قدرت تغییر خودآگاه و انحراف ذهن خویش را ندارند

در این موقعیت "هیپوتالاموس" موادی را بعنوان علامت تولید می‌کند که باعث ترشح هورمن فشار "کورتیزول" می‌گردد در سالهای پس از دوران کودکی، مغز در مواقع سختی و فشار یا با تولید بیش از حد هورمون که نتیجه آن بروز ترس و افسردگی است و یا با تولید کمتر از حد لازم که نتیجه آن سردی عواطف و بروز خشونت است، عکس العمل نشان می دهد

 نتیجه‌گیری از این شناختهای جدید علمی تنها چنین می‌تواند باشد که نوزاد در سالهای اولیه زندگیش به فردی نیازمند است که برایش شناخته شده باشد، فردی که حال و احوال نوزاد را درک کند، فردی که به وی لبخند بزند و با محبت و مهربانی رفتار کند در کودکان کم سنی که توسط غریبه‌ها پرورش می‌یابند، احتمالا این کمبود تجربه که وجود و مفهوم خاصی برای دیگری داشته باشد، وجود دارد.

"آنها می‌آموزند که باید در انتظار علاقه و توجه دیگران باقی بماند"

والدین نیز در سالهای نخستین نیاز به حمایت دیگران دارند، مثلا در صورت وجود مشکلات با کودک به کمکهای روان درمانی یا به موسسات اجتماعی و گروهها و همدردان مشترک احتیاج دارند تا به این وسیله بتوانند از تنهایی و ایزوله شدن خود جلوگیری نمایند

تیمی از دانشگاه لندن و دانشگاه کالیفرنیا اعلام کردند که آنها می توانند بگویند افراد در حال تماشای چه تصاویر و یا گوش دادن به چه صداهایی هستند. تیم آمریکایی خاطرنشان کرد که مطالعه در مطالعات انجام شده توسط تیم آمریکایی ثابت شد که اسکن های مغز مربوط به فعالیت الکتریکی سلول های مغزی است. دانشمندان معتقدند که این تحقیق به افراد معلول کمک می کند تا با استفاده از یک کامپیوتر « خواننده ی افکار» با دنیای خارج ارتباط برقرار کنند. دانشمندان در یک تحقیق علمی دو تصویر متفاوت را به طور همزمان به یک فردنشان می دهند راه راه قرمز جلوی چشم راست و یک تصویر راه راه آبی جلوی چشم چپ .

داوطلبان عینک های مخصوصی به چشم دارند تا بدین ترتیب هر چشم تنها تصویر مقابل خود را می بیند. در این حالت هشیاری فرد بین دو تصویر فرق می کند یعنی وقت ها یک تصویر را می بیند و بعضی وقت ها تصویر دیگر را. در حالیکه توجه فرد معطوف دو تصویر می شود محققان از FMRI برای بررسی فعالیت مغز در قشری از مخ که مربوط به دیدن هست استفاده می کنند.

دانشمندان با استفاده از این آزمایش دریافتند که تمرکز روی هر یک از تصاویر آبی و قرمز منجر به فعالیت های مغزی کاملا متفاوت و ویژه می شود. از اسکن FMRI می توان برای پیشگویی اینکه داوطلب در حال تماشای کدام تصویر است استفاده کرد.

 رابطه مغز انسان با ایمان به خدا

با پایان یافتن سلسله پیامبران، عصر معجزات هم به سر رسید، و تنها معجزه جاویدان الهی عقل خلاق بشر است.

یک تیم علمی در دانشگاه کالیفورنیا در امریکا موفق شد، منطقه ویژه ایمان به خدا را در مغز انسان کشف کند، باعتقاد این گروه این منطقه را می توان مسئول انگیزه باورهای دینی در بشر دانست.

این گروه پس از آن به این اکتشاف دست یافتند که بر روی افرادی که به بیماری صرع مبتلا بودند تحقیقاتی را انجام دادند، این افراد کسانی بودند که به انجام تمرینهای عمیق روحی شهرت داشتند.

آنها برای انجام این تحقیقات از دستگاهی بنام Electro-Encephalogram  بهره جستند، این دستگاه کوچک بر روی پوست سر نصب می شود و فعالیت مغز را به صورت نموداری بنام « نمودار الکتریکی مغز» ثبت می کند، آنان ملاحظه کردند که شبکه ای ای از اعصاب پیشین مغز هنگام تفکر عمیق در خلقت خداوند بار الکتریکی پیدا می کند.

این تیم نتایج تحقیقات خود را در یک کنفرانس علمی در فیلادلفیای امریکا ارائه دادند در این تحقیقات آمده بود:«احتمال دارد در مغز سیستم عصبی مربوط به دین وجود داشته باشد». باعتقاد آنها اگر نتائج تحقیقاتشان درست باشد و منطقه ایمان به خدا واقعاً در مغز وجود داشته باشد، این بدان معناست که احتمالاً ملحدان و بی دینان شبکه عصبی الکتریکی متفاوتی دارند!!!!

در این باره هم واکنشهای ضد و نقیضی از طرف دانشمندان و پژوهشگران مطرح شد، برخی از آنان این اکتشاف را دلیلی بر قدرت خداوند دانستند که چگونه دستگاه عصبی و مغز بشر را طراحی کرده است، در حالی که عده ی دیگر زنگهای خطر را به صدا در آوردند، و هشدار دادند که به فرض درستی نتایج این تحقیقات، بطور حتم بار الکتریکی این منطقه تحت کنترل و سیطره انسان بوده است، به عبارت دیگر این ما هستیم که اراده می کنیم در باره خدا فکر کنیم و این ما هستیم که عملکرد خود را انتخاب می کنیم، پس ما مسئول باورهای دینی مان هستیم.

این گروه همچنین هشدار دادند که اگردر این زمینه از الآن اقدامات پیشگیرانه انجام نگیرد، بیم آن می رود که دیکر نتوان هیچ ملحدی را سرزنش کرد چون در آنصورت با خونسردی تمام به شما خواهد گفت:«مرا سرزنش نکن! اعتقاد من ناشی از فعالیت عصبی مغزم است و من هیچ نقشی در آن ندارم!!» علتش هم این است که انسانها همیشه بجای محکوم کردن خود در پی توجیه کارهای ناشایست خود هستند، در واقع با این کشف ملحدان گمشده خود را پیدا کرده اند.  

 

 

 

 

 

 

  Comments ()
Recent Posts روشهای بسته بندی مواد غذایی دستگاه عصبی شاهنامه فردوسی عکسهایی از روستای رامه پنبه و بیماری های آن پوکی استخوان TQM مدیریت کیفیت فراگیر پدیده گرم شدن کره زمین خشک کن ها پروبیوتیک
My Tags بسته بندی (۱) اعصاب (۱) دستگاه عصبی (۱) رامه (۱) بسته بندی مواد (۱) بسته بندی مواد غذایی (۱) عکس رامه (۱)
My Friends   باشگاه مدیران و متخصصان My Pardis